X
تبلیغات
سینما هنرهفتم - جنایات صدام علیه کردهای عراق

جمعه یکم مهر 1390

جنایات صدام علیه کردهای عراق

جنایات صدام علیه کردهای عراق

                     

 

  

 

◄ تراژدى مرگ و آوارگى كرد هاى عراق

 

 

 

 

آغاز جنايات صدام عليه كردهاى اهل سنت به سال ۱۹۸۰ باز مى گردد كه كشتار و تبعيد كردهاى فيلى (Feyli) نقطه شروع آن است. فيلى ها طايفه اى از كردهاى شيعه هستند كه در آن سال ها مورد آزار و اذيت ديكتاتور عراق قرار گرفتند. صدام آنان را ايرانى و دشمن خود مى دانست، بنابراين فيلى ها را به ايران تبعيد كرد و بسيارى ديگر را به قتل رساند. زنان و كودكان اين تيره كرد از شكنجه صدام در امان نبودند. آنان اغلب زندانى مى شدند و يا به كمپ ها تبعيد مى شدند. در واقع، هنگامى كه صدام به قدرت رسيد تمركز وى بر پاكسازى نژادى كردها از فيلى ها آغاز شد. فيلى ها در دامنه هاى جنوبى رشته كوه هاى زاگرس و در نزديكى مرز ايران زندگى مى كنند. در سال ۱۹۸۰ نيروهاى امنيتى رژيم بعث با هجوم به روستاهاى فيلى مردمان آنجا را از خانه هايشان بيرون رانده و اموالشان را غارت كردند. بعثى ها پسران و مردان فيلى را از زنان و دختران جدا كرده و به جايى راندند كه هرگز خبرى از آنان به دست نيامد. يك زن فيلى در توصيف شكنجه هاى بعثى ها مى گويد وى را براى بازجويى به اتاقى فلزى بردند كه كف آن آغشته به خون بود. در اين اتاق زنان و كودكانى وجود داشتند كه جسم شان كبود و خونى شده بود. سپس وى را به زندانى مى برند كه صدها نفر در آنجا بودند، كسانى كه براثر جراحات جان مى دادند، چندين روز اجسادشان در همانجا رها مى شد. اين شاهد مى افزايد: پس از آن او را به همراه تعدادى زن و دختر و كودك به سمت مرز ايران مى برند كه در اين اثنا تعداد زيادى از همين افراد به دليل گرسنگى و تشنگى و انفجار مين كشته مى شوند.

 

۱۹۸۳- كشتار بارزانى ها

مبارزات اهل سنت كردستان عراق با رژيم بعث هرچند به سال هاى قبل باز مى گردد، اما در زمان جنگ ايران و عراق دامنه وسيع ترى يافت. حزب دموكرات كردستان در عراق به رهبرى مسعود بارزانى پيشگام براى مبارزه با سركوب هاى رژيم بعث بود. بعثى ها براى مجازات بارزانى ها و در راستاى پاكسازى نژادى و عربى كردن عراق، طايفه بارزانى را هدف اصل سركوب خود قرار دادند. صدام در مهم ترين عمليات خود حدود
۸ هزار نفر از طايفه بارزانى را كه بخش زيادى از آنان زنان و كودكان بودند، ربوده و هرگز فرصت بازگشت به آنان نداد. گفته مى شود كه هزاران نفر از اين طايفه قربانى فجيع ترين جنايات شده اند. گواه اين مسأله كشف گورهاى دسته جمعى كردهاست. چنانكه هم اكنون نيز هراز گاهى گورهاى دسته جمعى جديدى پيدا مى شود كه پوشش و لباس هاى به دست آمده از آنها نشان از تعلق اين افراد به طايفه بارزانى دارد. گفته مى شود برخى از كردهاى كشته شده كمتر از ۱۰ سال سن داشته اند.

 

۱۹۸۸- عمليات انفال

انفال بزرگترين و فجيع ترين عمليات صدام عليه اهل تسنن كرد بود كه او از سال
۱۹۸۶ تا ۱۹۸۹ به آن پرداخت و اين عمليات در سال ۱۹۸۸ به اوج رسيد.

هدايت اين عمليات را على حسن المجيد كه پس از بمباران شيميايى حلبچه به على شيميايى معروف شد، بر عهده داشت. رژيم بعث در انفال كوشيد تا طرح پاكسازى نژادى كرد ها را به طور كامل پياده كند. بنابراين از هيچ نوع حمله زمينى، بمباران هوايى، تخريب محلات مسكونى، تبعيد دسته جمعى، جوخه هاى آتش، جنگ افزارهاى شيميايى عليه كردها دريغ نكرد. اين عمليات سبب ويرانى روستاهاى زيادى شد و به صدها سال فرهنگ كردى لطمه زد و افزون بر آن حدود
۳/۵ ميليون كرد را آواره كرد. منابع مستقل آمار كشته هاى انفال را صد هزار نفر اعلام مى كنند، اما خود كردها بر اين باورند كه ۱۸۲ هزار نفر كشته و مفقود الاثر شده اند. پس از آن، دادگاه هاى مختلف انفال را نسل كشى عليه كردها و اهل سنت شمال عراق خواندند.در سال ۱۹۸۷ على حسن المجيد به عنوان دبير كل منطقه شمالى حزب بعث كه كردستان عراق را هم شامل مى شد، منصوب گرديد. پيش از آن المجيد به خاطر شقاوت هايش بسيار معروف بود و صدام، انتصاب وى را راه حل پايانى براى مسأله كردها مى دانست.سلسله عمليات انفال ۸ مرحله داشت كه ۷ مرحله آن در مناطق تحت كنترل اتحاديه ميهنى كردستان اجرا شد. در اين عمليات كردهاى دستگير شده به اردوگاه ها منتقل مى شدند و براساس سن و جنسيت تفكيك مى شدند. سپس مردان و پسران را به دشت ها مى بردند و مى كشتند و به طور دسته جمعى نيز به گور سپرده مى شدند. از همين روست كه كارشناسان، اين كشتارها را با جنايات نازى ها در اروپاى شرقى مقايسه كرده اند.

آخرين و شديد ترين مرحله انفال در فاصله زمانى
۲۵ اوت تا ۶ دسامبر ۱۹۸۸ رخ داد كه بى درنگ پس از آتش بس ميان ايران و عراق صورت گرفت. ديده بان حقوق بشر تاكنون نام ۱۷ هزار كشته اين عمليات را ثبت كرده كه فقط نام نوجوانان و مردهاى با سن و سال پايين در آن مشاهده مى شود.

علاوه بر اين در عمليات نسل كشى انفال صدام نام بسيارى شهروندان آشورى، مسيحيان كلدانى و كردهاى ايزدى ديده مى شود. اين در حالى است كه اسامى بسيارى از مردم با دينان كه جزو اصلى ترين اهداف انفال بوده اند، در اين فهرست نيامده است.نكته تكان دهنده ديگر اين است كه بسيارى ديگر از كشته شدگان نه به ضرب گلوله، بلكه براثر گرسنگى، گاز گرفتگى و بى توجهى به وضع جسمى و روحى شان جان خود را از دست دادند. در ژوئن
۱۹۸۷ سندى به امضاى المجيد منتشر شد كه در آن وى گفته بود اگر فردى در «مناطق ممنوعه» دستگير شود، بازداشت و بازجويى مى شود و اگر اطلاعاتى از آنان به دست آمد، نيروهاى امنيتى اجازه دارند كه مردان ۱۵ تا ۷۰ ساله را به قتل برسانند.ناظران در توصيف عمليات نسل كشى انفال گفته اند، يكدست كردن بافت مناطق سنى نشين و كرد نشين، اصلى ترين هدف انفال بود و در اين ميان كركوك اهميت فراوانى براى صدام داشت، زيرا كركوك شهر نفت خيز است كه مى توانست در آمدهاى لازم را براى بعثى ها تأمين كند. نگرانى صدام از اين بود كه مبارزات ديگر مردم عراق عليه سياست تصفيه نژادى او منجر به نزديك شدن ائتلاف متحد شيعيان و ائتلاف دموكراتيك كردهاى عراق شد.

رژيم بعث با ساخت امارت هاى مجلل و وعده واگذارى دادن آنها به اعراب سعى در عربى كردن كركوك كرد. بدين ترتيب، اعراب فقير بسيارى از مناطق جنوبى عراق راهى كركوك شدند كه هم اكنون وضع اين شهر را بغرنج كرده اند.

آمار به دست آمده پس از انفال حاكى است كه در جريان اين عمليات
۴ هزار روستا، ۱۷۴۵ مدرسه، ۲۷۰ بيمارستان، ۲۴۵۰ مسجد و ۲۷ كليسا ويران شد. جلال طالبانى رئيس جمهور عراق، ششم دسامبر ۲۰۰۵ در مصاحبه اى تلويزيونى اعلام كرد كه قضات از صدام اعترافاتى مبنى بر دستور كشتار هاى دسته جمعى در انفال گرفته اند و همين مسأله او را سزاوار مرگ مى كند.

 

۱۹۸۸- بمباران شيميايى حلبچه

تخمين زده مى شود كه رژيم بعث در جريان انفال از سلاح هاى شيميايى عليه حدود
۴۰ روستاى كرد نشين استفاده كرده است و بزرگ ترين حمله شيميايى عليه شهر حلبچه بود كه ۱۶ مارس ۱۹۸۸ رخ داد. وجه تمايز اين بمباران هاى پيشين از وسعت بمباران و ميزان كشتار آن ناشى مى شود. ضمن آن كه در حلبچه عكاسان خبرى مستندات جنايات صدام عليه كردها و اهل سنت را نيز به ثبت رساندند كه امكان هرگونه انكار واقعيت از سوى بعثى ها را از بين برد.

بهانه صدام براى حمله شيميايى به حلبچه آن بود كه وى مردم شهر را حامى نيروهاى كرد و ايرانى مى دانست و اين كار آنان را خيانت تلقى مى كرد. در آن هنگام حدود
۷۰ هزار نفر كه برخى از آنان پناهنده و آواره منطقه اطراف بودند، در حلبچه سكونت داشتند. اما زمانى كه گازها و بمب هاى شيميايى، فضاى شهر را فرا گرفت، حلبچه بدترين پناهگاه شد. براثر اين حمله حدود پنج هزار نفر تنها در طول يك روز جان خود را از دست دادند و بسيارى ديگر پس از آن و به دليل بيمارى هاى ناشى از مواد شيميايى كشته شدند. عارضه هاى بلند مدت اين گازها در ميان افراد به جامانده از اين جنايات سبب نابينايى و ابتلا به سرطان بسيارى از آنان شده است. علاوه بر اين تأثير آنها روى نوزادانى كه به دنيا مى آيند، به طور مشهود است. حسن المجيد كه مسئول شيميايى شدن حلبچه بود به خاطر همين مسأله به على شيميايى معروف شد.

يكى از بازماندگان حلبچه كه به وسيله پيچيدن پارچه اى خيس دور صورتش جان خود را حفظ كرده بود در فرداى فاجعه واقعيت را اين گونه بيان كرد: «مقدارى گاز وارد چشمهايم شد و مشكل تنفسى پيدا كردم. احساس تهوع داشتم و استفراغ سبز مى كردم. زمانى كه به كوه ها مى گريختم از كنار صدها جسد عبور كردم و در عين حال شاهد مرگ افراد ديگرى هم بودم. يكى ناگاه مى ايستاد و به زمين مى افتاد؛ ديگرى ابتدا بدنش تاول مى زد و مى سوخت و سپس مى مرد و برخى ديگر آنقدر مايع سبز بالا مى آوردند تا مى مردند.»اما حلبچه علاوه بر آن كه سند بزرگى براى جنايات صدام است، راز يك جنايت سياسى ديگر را نيز در سينه پنهان كرده است و آن اين كه تسليحات كشتار جمعى صدام ارمغان غرب و اروپا بود.بسيارى از تحليلگران بر اين باورند كه اعدام صدام به خاطر كشتار مردم دجيل به مثابه نفس راحتى براى تأمين كنندگان سلاح هاى شيميايى صدام در اروپا بويژه برلين بود، زيرا در صورتى كه او زنده مى ماند و در دادگاه انفال حضور مى يافت پاى بسيارى از قدرت ها و دوستان اروپايى بوش به اين ماجرا باز مى شد و آن روز شايد بسيار ى از رهبران پيشين و كنونى دنيا بايد پاى محكمه كشتار مردان و زنان بى گناه حاضر مى شدند. ● منبع: روزنامه - ایران - تاريخ شمسی نشر 21/10/1385

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط علی قنبری در 10:46 |  لینک ثابت   •